گاهی موضوع حکم یک مفهوم جزیی است که از ان یک ماهیت خاص بیشتر برداشت نمی شود. مانند شراب که مطابق تعریف ارائه شده اب انگوری است که به جوش امده باشد. این موضوع یک مفهوم جزیی است و نمی توان مفاهیم متعددی از ان فهمید. این گونه موضوعات را موضوع جزیی می نامند و حکمی که چنین موضوعی داشته باشد حکم جزیی یا مسئله فقهی نامیده میشود.

 

گاهی حکم شرعی با موضوعی بیان میشود که مفهوم کلی دارد و با درک ان مفاهیم متعددی در ذهن مجسم میشود. مثلا گفته می شود ضرر زدن حرام است در این حکم موضوع. ضرر زدن است که می توان مفاهیم زیادی را را شامل شود . مثلا سیگار کشیدن یکی از چیزهایی است که از ضرر زدن فهمیده میشود. سیگار کشیدن با این که مفهمومی مستقل است اما از مفهوم ضرر زدن قابل استنباط است. علاوه بر سیگار کشیدن مفاهیم دیگری نیز می توان از مفهوم ضرر زدن فهمیده شوند مانند اسیب رساندن مستاجر به ملک مالک و قرار دادن خود در معرض بیماری ها و خودداری از طلاق زن در صورتی که باعث ضرر ردن باشد. همگی از مواردی است که از مفهوم ضرر زدن قابل برداشت هستند.

  • حکمی که موضوعی کلی دارد. قاعده فقهی نامیده می شود.
  • حکمی که موضوع جزیی دارد. مسئله فقهی نامیده می شود.

 

برگرفته از کتاب درسنامه قواعد فقه مدنی 

نوشته عبدالحسین رضایی راد 

انتشارات امیر کبیر